اللهم عجل لولیک الفرج

انتشار معارف و فضایل اهل بیت علیهم السلام

 
فلسفه ومخالفت بزرگان شیعه
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
 

وای بر اون کسایی که به جای کسب معرفت خاندان عصمت و طهارت و به جای تدبر و معرفت در کلام جعفر بن محمد علیه السلام و اهل بیت سراغ اراجیف نشخوار کرده غربی ها که بنام عرفان و فلسفه میرن.

ملاصدرایی که میگه نور شیطان سجده کردنی میباشد رییس ایناست تا اخرش برید دیگه...


صمدی املی و دیگر فلاسفه به کسایی که مخالف فلسفه هستن نسبت حمار یعنی الاغ میده حالا ببینید چه کسایی صراحتا با فلسفه مخالفت کردن:

1-مرحوم نادر دهر علامه شیخ مفید ره:فلاسفه از ملحدین هستند
اوائل المقالات: ۱۰۱٫ الفلاسفة الملحدین ـ ج۴ از مصنّفات الشیخ المفید ۱۴۳۵ه. ق.

2-فخر شیعه علامه حلی ره: بین اسلام و توحید و فلسفه  فرق بسیار است
نهج الحق وکشف الصدق: ۱۲۵

3-نبض تشیع جناب سید ابن طاووس: بدان فلاسفه بین مسلمین تفرقه و عداوت ایجاد نمودند و مسلمین را نزد دیگران محکوم به کفر کردند
فرج المهموم: ۲۱۶

4-جناب علامه مجلسی ره:فلسفه مانند علم موسیقی و سحر و کهانت(ارتباط اواح بشر با اجنه) حرام میباشد مگر تحصیل ان برای رد خودش
بحارالانوار ج8 / 350َ

5-جناب عالی مقام مقدس اردبیلی:بعضى من جمله ابن عربى و عبدالرزاق کاشانى قائل به وحدت وجود شده‏ اند و گفته‏ اند: هر موجودى خدا است! تعالى الله عمّا یقول الملحدون علوّاً کبیراً. باید دانست سبب کفر ایشان این بود که به مطالعه کتب فلاسفه پرداخته ‏اند… حال اگر کسى نیک تأمّل کند، خواهد دانست که سبب گمراهى این اهل باطل ـ خصوصاً ملاحده ـ فلاسفه شده‏ اند؛
حدیقه الشیعه ج2 754

6-جناب سید احمد بن زین العابدین:باید دانست که اکثر رؤوس ملحده و صوفیّه ،فلسفى بوده‏ اند که پروا از حدیث «لا تُفکّروا فی ذات اللّه‏» نداشتند و چشمه چشمِ عقل کوته‏ اندیش خویش را به خاک «غوائط» انباشته ‏اند و بعضى از متعلّمین فلسفه مى‏ گویند: مقصود ما از قرائت علوم فلسفه و مطالعه کتب صوفیّه، استعداد فهمیدن احادیث مشکله است! غلط فهمیده‏ اند یا مغالطه مى‏ کنند. کلاّ و حاشا، مگر قبل از شیوع فلسفه و ظهور مبتدعه در میان طوایف اسلامیّه، فهم کسى بر معانى آن احادیث راه نداشت؟! همانا به گمان این گروه بدنام، اکمال دین و اتمام شریعت غرّاء موقوف به وجود ابن عربى و ابن سینا و ملاّ صدرا بوده

کتاب خیراتیّه در ابطال طریقه صوفیّه

 

حالا سوال من اینه از صمدی املی شما که به مخالفین فلسفه نسبت الاغ میدید این بزرگان شیعه صراحتا و به کرات مخالفت کردن اگر سر حرفت هستی که شامل این بزرگان هم میشه العیاذبالله و اگر بخوای توجیه کنی سست بودن و بی پایه بودن فلسفه رو به دست خودت اثبات کردی