اللهم عجل لولیک الفرج

انتشار معارف و فضایل اهل بیت علیهم السلام

 
علی مع الحق
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٢
 

جابر بن عبدالله انصارى مى گوید: امام على (ع ) براى ما که جمعیت بسیارى بودیم ، سخنرانى کرد، پس از حمد و ثنا فرمود: در پیشاپیش جمعیت چهار نفر از اصحاب محمد (ص ) در این جا هستند که عبارتند از: 1- انس ابن مالک 2- براء بن عازب انصارى 3- اشعث بن قیس 4- خالد بن یزید بجلّى .

سپس رو به یک یک این چهار نفر کرد، نخست روبه انس بن مالک کرد و فرمود : اى انس ! اگر تو شنیده اى که رسول خدا(صلی الله علیه وآله ) در حق من فرمود: من کنت مولاه فهذا على مولاه ولى امروز گواهى به رهبرى من ندهى ، خداوند تو را به بیمارى برص (پیسى ) مبتلا مى کند که لکه هاى سفید آن ، سر و صورت را فرا مى گیرد و عمامه ات آن را نمى پوشاند.

سپس به اشعث رو کرد و فرمود: اما تو اى اشعث ! اگر شنیده اى که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در حق من چنین گفت ، ولى اکنون گواهى ندهى آخر عمر، از هر دو چشم کور مى شوى و اما تو اى خالد بن یزید!، اگر در حق من چنین شنیده اى و امروز کتمان کنى و گواهى ندهى ، خداوند تو را به مرگ جاهلیت بمیراند.

و اما تو اى براء بن عازب ! اگر شنیده اى که پیامبر(صلی الله علیه وآله ) در حق من چنین فرمود: و اینک گواهى به ولایت من ندهى ، در همان جا مى میرى که از آن جا به سوى مدینه هجرت کردى .

(این چهار نفر، آن چه در روز غدیر از پیامبر (ص ) شنیده بودند که آن حضرت ، على (ع ) را رهبر بعد از خود قرار داد، کتمان کردند)

جابر بن عبدالله انصارى مى گوید: سوگند به خدا بعد از مدتى من انس بن مالک را دیدم که بیمارى برص گرفته به طورى که عمامه اش نمى تواند لکه هاى سفید این بیمارى را از سر و رویش بپوشاند.و اشعث را دیدم که از هر دو چشم کور شد، و مى گفت : «سپاس ‍ خداوندى را که نفرین على (ع ) در مورد کورى دو چشم در دنیا بود، و مرا به عذاب آخرت نفرین نکرد که در این صورت براى همیشه در آخرت ، عذاب مى شدم ».

خالد بن یزید را دیدم که در منزلش مرد، خانواده اش خواستند او را در منزل دفن کنند، قبیله کِنده با خبر شدند، و هجوم آوردند و او را به رسم جاهلیت کنار در خانه ، دفن کردند، و به مرگ جاهلیت مرد.و اما براء بن عازب ، معاویه او را حاکم یمن کرد، و او در یمن از دنیا رفت ، همان جا که از آن جا هجرت کرده بود (آن هم در حالى که حاکم از ناحیه ظالم بود).

منهاج البراعه ، ج 12، ص 216 (به نقل از خصال و امالى صدوق ) و المواعظ العددیه ، ص 126