اللهم عجل لولیک الفرج

انتشار معارف و فضایل اهل بیت علیهم السلام

 
ازفضایل مولای ازل و ابد امیرالمومنین علیه السلام
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳٠
 

از عماریاسر نقل است: من با امیرالمومنین علیه السلام در بعضی از جنگهای او با او بودم؛

تا عبورمان افتاد از بیابانی که سرشار از مورچه بود. من گفتم : ای امیرالمومنین   آیا کسی را می شناسی از خلق خدا که شمارش این مورچه ها را بداند؟

فرمود : آری ای عمار. من می شناسم مردی را که تعداد آنها را می داند

و نیز می داند چه اندازه میان آنها نر است و چه اندازه ماده!

من گفتم: ای مولای من آن مرد کیست؟

فرمود: ای عمار! سوره یس را نخوانده ای که می گوید:

« وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُّبِینٍ»

و هر چیز را ما در امام مبین به شمارش آوردیم؟»گفتم: »آری ای آقای من!

فرمود: «من آن امام مبین هستم!»

تفسیر برهان.ج۲.


 
 
فضیلت یاد امام حسین علیه السلام هنگام اب خوردن
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٤
 

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ الْکُوفِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ‏ کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا اسْتَسْقَى الْمَاءَ فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَیْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَیْنَاهُ بِدُمُوعِهِ ثُمَّ قَالَ لِی یَا دَاوُدُ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَیْنِ ع فَمَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَکَرَ الْحُسَیْنَ ع وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ کَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَةَ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ‏ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثَلِجَ الْفُؤَادِ

محمّد بن جعفر رزّاز از کوفى از محمّد بن الحسین، از خشاب، از على بن حسّان، از عبد الرحمن بن کثیر، از داود رقّى، وى مى‏ گوید:
در محضر مبارک امام صادق علیه السّلام بودم، حضرت آب طلبیدند و زمانى که آب را نوشیدند دیدم در حضرت حالت گریه پیدا شد و دو چشم آن حضرت غرق اشک شد سپس به من فرمودند: اى داود خدا قاتل حسین علیه السّلام را لعنت کند، بنده‏اى نیست که آب نوشیده و حسین علیه السّلام را یاد نموده و کشنده ‏اش را لعنت کند مگر آنکه خداوند منّان صد هزار حسنه براى او منظور مى‏ کند و صد هزار گناه از او محو کرده و صد هزار درجه مقامش را بالا برده و گویا صد هزار بنده آزاد کرده و روز قیامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مى ‏کند.


 
 
لعن معاویه ملعون بر................
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٢
 

ثم انصرف عمرو وأهل الشأم إلى معاویة وسلموا علیه بالخلافة ورجع ابن عباس وشریح بن هانئ إلى علی وکان إذا صلى الغداة یقنت فیقول اللهم العن معاویة وعمرا وأبا الأعور السلمی وحبیبا وعبد الرحمن بن خالد والضحاک بن قیس والولید فبلغ ذلک معاویة فکان إذا قنت لعن علیا وابن عباس والأشتر وحسنا وحسینا .
(تاریخ طبری ، ج4 ،‌ ص52 ،‌ باب اجتماع الحکمین بدومة الجندل و الکامل فی التاریخ ، ج3 ،‌ ص333 ، باب ذکر اجتماع الحکمین .)
بعد از ماجرای حکمین عمرو بن عاص و مردم شام به سوی معاویه رفتند و خلافت را به وی تبریک گفتند ؛ و ابن عباس ، شریح بن هانی به سوی امیر المؤمنین علیه السلام بازگشتند .
علی علیه السلام وقتی نماز صبح می‌خواند و دعا می‌کرد ، می‌گفت : بارالها معاویه ، عمرو عاص ، ابو اعور سلمی ، حبیب ، عبد الرحمن بن خالد ، ضحاک بن قیس و ولید را لعنت کن . این خبر وقتی به گوش معاویه رسید ، او نیز در دعای هر روز خویش ! امام علی ، امام حسن ، امام حسین علیهم السلام ، ابن عباس و مالک اشتر را لعن می‌کرد .
اگر امام علی علیه السلام در جنگ صفین با معاویه جنگیده بود ، امام حسن و امام حسین علیهما السلام ، دو آقای جوانان اهل بهشت چه کرده بود که معاویه آن‌ها را لعن می‌کرد ؟!


 
 
غیبت حضرت مهدى (عجل الله فرجه)، سخت ترین آزمایش الهى
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٢
 

یکى از سنتهاى ثابت الهى آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاکان است و یکى از ابزارها و مواد امتحان الهى غیبت حضرت مهدى ع است. در اثر غیبت حضرت مهدى (عج)، مردم آزمایش مى شوند، گروهى که ایمان استوارى ندارند باطنشان ظاهر مى شود. ودستخوش شک وتردید مى گردند و کسانى که ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور آن حضرت و ایستادگى در برابر شدائد پخته تر و شایسته تر مى گردند و به درجات بلندى از اجر و پاداش الهى نایل مى گردند.
امام موسى بن جعفر علیه السلام فرمود :
هنگامى که پنجمین فرزندم غایب شد، مواظب دین خود باشید .مبادا کسى شما را از دین خارج کند .او ناگزیر غیبت خواهد داشت، به طورى که گروهى ازمؤمنان از عقیده خویش بر مى گردند .خداوند متعال به وسیله غیبت، بندگان خویش راآزمایش مى کند.
از سخنان پیشوایان اسلام بر مى آید که آزمایش به وسیله غیبت حضرت مهدى ازسخت ترین آزمایشهاى الهى است.
و این سختى از دو جهت است:
الف ـ از جهت اصل غیبت که بسیار طولانى مى شود، بسیارى از مردم دستخوش شک و تردید مى گردند، برخى در اصل تولد و برخى در دوام عمر آن حضرت شک مى کنند و جز افراد آزموده و مخلص و داراى شناخت عمیق، کسى بر ایمان وعقیده به امامت آن حضرت،باقى نمى ماند .
پیامبر اسلام صل الله علیه و اله ضمن حدیث مفصلى مى فرماید:
مهدى از دیده شیعیان و پیروانش غایب مى شود و جز کسانى که خداوند دلهاى آنان را جهت ایمان شایسته قرار داده، در اعتقاد به امامت او استوار نمى مانند.
ب ـ از نظر سختیها و فشارها و پیشامدهاى ناگوارى که در دوران غیبت رخ مى دهد و مردم را دگرگون مى سازد، به طورى که حفظ ایمان و استقامت در دین کارى سخت و دشوار مى گردد و ایمان مردم در معرض مخاطرات شدید قرارمى گیرد.


 
 
تشرف سید بحرالعلوم در مسجد سهله
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٢
 

عالم جلیل آخوند ملا زین العابدین سلماسى (ره ) فرمود: روزى در مـجلس درس فخر الشیعه , آیة اللّه علامه بحر العلوم (ره ) در نجف اشرف نشسته بودیم , که عالم محقق جناب میرزا ابوالقاسم قمى - صاحب کتاب قوانین -براى زیارت علامه وارد شدند.
آن سـال , سـالى بود که میرزا از ایران براى زیارت ائمه عراق (ع ) و حج بیت اللّه الحرام آمده بودند.
کسانى که در مجلس درس حضور داشتند که بیشتر از صد نفر بودندمتفرق شدند.
فقط من با سه نفر از خواص اصحاب علامه , که در درجات عالى صلاح و ورع و اجتهاد بودند, ماندیم .
محقق قمى رو به سید کرد و گفت : شما به مقامات جسمانى (به خاطر سیادت ) وروحانى و قرب ظـاهـرى (مـجـاورت حـرم مـطـهـر امیرالمؤمنین (ع )) و باطنى رسیده اید.
پس از آن نعمتهاى نامتناهى , چیزى به ما تصدق فرمایید.
سـید بدون تامل فرمود: شب گذشته یا دو شب قبل [تردید از ناقل قضیه است ] براى خواندن نماز شـب بـه مسجد کوفه رفته بودم .
با این قصد, که صبح اول وقت به نجف اشرف برگردم , تا درسها تعطیل نشود.
[سالهاى زیادى عادت علامه همین بود.
] وقـتـى از مـسـجـد بـیرون آمدم , در دلم براى رفتن به مسجدسهله شوقى افتاد, اما خود رااز آن مـنـصـرف کردم , از ترس این که به نجف اشرف نرسم , ولى لحظه به لحظه شوقم زیادتر مى شد و قلبم به آن جا تمایل پیدا مى کرد.
در هـمـان حـالـت تردید بودم که ناگاه بادى وزید و غبارى برخاست و مرا به طرف مسجد سهله حرکت داد.
خیلى نگذشت که خود را کنار در مسجدسهله دیدم .
داخل مسجد شدم , دیدم خالى از زوار و مترددین است جز آن که شخصى جلیل القدرمشغول مناجات با خداى قاضى الحاجات است آن هـم با جملاتى که قلب را منقلب وچشم را گریان مى کرد.
حالم دگرگون و دلم از جا کنده شد و زانوهایم مرتعش و اشکم از شنیدن آن جملات جارى شد.
جملاتى بود, که هرگز به گوشم نـخـورده و چشمم ندیده بود, لذا فهمیدم که مناجات کننده , آن کلمات را نه آن که از محفوظات خودبخواند, بلکه آنها را انشاء مى کند.
در مـکان خود ایستادم و گوش مى دادم و از آنها لذت مى بردم , تا از مناجات فارغ شد.
آنگاه رو به من کرد و به زبان فارسى فرمود: مهدى بیا.
پیش رفتم و ایستادم .
دوباره فرمود که پیش روم .
باز اندکى رفتم و توقف نمودم .
براى بار سوم دستور به جلو رفتن داد و فرمود: ادب در امتثال است .
[یعنى تا هر جا که گفتم بیا نه آن که به خاطر رعایت ادب توقف کنى .
] من هم پیش رفتم تا جایى رسیدم که دست ایشان به من و دست من به آن جناب مى رسید.
ایشان مطلبى را فرمود.
آخـوند ملا زین العابدین سلماسى مى گوید: وقتى صحبت علامه (ره ) به این جارسید, یک باره از سخن گفتن دست کشید و ادامه نداد و شروع به جواب دادن محقق قمى راجع به سؤالى که قبلا ایشان پرسیده بود کرد.
آن سؤال این بود, که چرا علامه باآن همه علم و استعداد زیادى که دارند, تـالـیفاتشان کم است .
ایشان هم براى این مساله دلایلى را بیان کردند, اما میرزاى قمى دوباره آن صحبت حضرت با علامه را سؤال نمود.
سید بحرالعلوم (ره ) با دست خود اشاره کرد که از اسرار مکتومه است


 
 
امام زمان (عج) زائر و مرثیه سرای واقعی امام حسین (ع)
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٢
 

"زیارت ناحیه مقدسه" سوگنامه تأثرانگیز و مرثیه سوزناک امام مهدى(عج) براى جد بزرگوارش حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشوراست که عاشقان و شیفتگان اهل بیت(ع) در روز عاشورا و غیر آن زمزمه‌اش مى‌کنند. امام زمان(عج)، کسى که زمان در اختیار او و تمام صحنه‌ها و لحظه‌های هر روز در مقابل نگاه اوست. با چشمی نافذ جاى جاى دشت بلا و لحظه به لحظه حماسه عاشورا را مشاهده و سوز عطش و سوزش سیلى و تازیانه را بر پیکر عاشورائیان لمس مى‌کند. به واقع، هیچ زیارتى همانند این زیارت، عمق فاجعه کربلا را بیان نکرده است.

زیارت ناحیه مقدسه دارای 10 بخش کلی و مضامین شگفت‌انگیزی است که توصیف صحنه کربلا سوزناکترین فراز این زیارت است. زیارت ناحیه مقدسه مسئولیت آفرین و حرکت ساز است. هیچ زیارتی همانند زیارت ناحیه مقدسه عمق فاجعه کربلا را بیان نکرده است. در حقیقت این زیارت آموزه‌‌هایی از عشق، معرفت، عرفان، سوز، حماسه و توسل دارد. این زیارت در عین حال که مرثیه است، مسئولیت‌آفرین و حرکت‌ساز هم هست و بر سفیران هدایت عاشورایی شایسته و بایسته است که با عنایت بیشتری به این زیارت توجّه کنند و جایگاه والای این زیارت را در مجالس حسینی متذکر شوند.

در ابتدای این زیارت نام 22 تن از انبیاء ذکر شده است. سلام بر انبیا و اعتراف به مقامات و فضایل آنان، زائر را به جایگاه توحید و نبوت رهنمون می‌سازد. معدن تمام این حسن‌ها و جلالت‌ها، ذات اقدس الهی است و نبوّت رشته پیوند خلق و خالق است و استحکام آن به امر ولایت است. همچنین اغلب صفات ذکر شده انبیاء علیهم‌السلام یادآور رنج و محنت آنهاست؛ مانند صبر ایوب و زکریا، شهادت یحیی که البته قابل مقایسه با مصائب کربلا نیست. امام زمان (عج) در سه جای این زیارت برای زائر، درس و پیام امام شناسی دارد. ابتدا در اوایل زیارت بعد از سلام بر پیامبران آمده است: السلام علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب المخصوص باخوته. السلام علی فاطمة الزهرا ابنته، السلام علی ابی محمد الحسن وصّی ابیه و خلیفته، السلام علی الحسین الذی سمحت نفْسهُ بمُهجتِهِ...

در این قسمت از زیارت نام 4 تن از اصحاب کساء(ع) با ذکر برخی از خصوصیات بیان شده است. سلام بر امیرمؤمنان امام علی (ع) که تنها او شایستگی و افتخار برادری با رسول خدا (ص) را داشت. سلام بر فاطمه (س) که دختر و پاره تن رسول خدا (ص) است. سلام بر امام حسن مجتبی (ع) که جانشین پدر بزرگوار خود بود. سلام بر حسین (ع) که خونش را هدیه به اسلام کرد.

درجای دیگر از زیارت در قسمت دعا و درخواست، امام زمان (عج) می‌آموزاند که امام شناسی به هنگام توسل، تنها راه است. لذا زائر، خداوند تبارک و تعالی را به انوار طیبه معصومین (ع) قسم می‌دهد و نام امامان نور را از امام علی تا امام حسن عسکری(ع)، ذکر کرده سپس درخواستش را عرضه می‌دارد. در دعای قنوت نیز دوباره یاد ائمه (ع) شکوفا می‌شود و ویژگی‌های پنج تن آل عبا در این قسمت بسیار حائز اهمیت است. در این زیارت، سلام گاهی با ذکر نام و فضایل و عملکرد ایشان و گاهی بر اعضا و جوارح بیان شده است.

سلام بر اعضا و مصیبت جان سوز آنها مثل این فرازها که می‌فرماید: "السلام علی الشیب الخضیب" سلام بر محاسن به خون خضاب شده. "السلام علی الخد التّریب" سلام بر گونه خاک آلود. "السلام علی الثغر المقروع بالقضیب" سلام بر لبی که با نی زده شد. "السلام علی الرأس المرفوع" سلام بر سری که بالای نیزه شد. "السلام علی الاجساد العاریة فی الفلوات" سلام بر اجسادی که برهنه در بیابان رها شد.

نکته قابل دقت در این فرازها، اشاره به نوع مصیبت‌ها است که عمق فاجعه یزیدیان و مظلومیت اهل بیت (ع) را روشن می‌سازد. در بخشی از سلام‌ها به نمونه‌ای از فضایل و کرامات امام حسین (ع)، اشاره شده است مانند: "السلام علی ابن خاتم الانبیا" سلام بر فرزند خاتم پیامبران. "السلام علی من بکته ملائکةُ السماء" سلام بر کسی که در آشکار و نهان اطاعت خدا کرد. "السلام علی من جعل الله الشفاء فی تربته" سلام بر آقایی که خداوند شفا را در تربت او قرار داده است.


 
 
چرا امام زمان(عج) را منتقم امام حسین(ع) می‌نامند؟
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٢
 

امام زمان(عج) عهده دار تمام خون‌هایی است که به ناحق در طول تاریخ ریخته شده است و با ایجاد عدالت و پایان دادن به جریان ظلم سبب می‌شود انتقام مظلومان جهان را بگیرد. مظلوم‌ترین فردی که در عالم کشته شده است، حضرت سیدالشهدا(ع) است از این رو امام مهدی(عج) خونخواه و منتقم خون امام حسین(ع) است. از امام رضا(ع) سؤال کردند آن افرادی که امام حسین(ع) را کشتند. نیستند که از آنها انتقام بگیرند. در قرآن می‌خوانیم نباید گناه دیگری را به گردن فرد دیگری انداخت؛ امام رضا(ع) می‌فرمایند که هرکسی در عصر ظهور راضی باشد به کاری که یزید و یزیدیان با امام حسین(ع) انجام دادند، امام مهدی(عج) از آنها انتقام می‌گیرد.

حال که ما به امام مهدی(عج) چنین لقبی می‌دهیم معنایش این نیست که ما می‌گوییم امام زمان(عج) منتقم است، امام سجاد(ع) فرمودند: سوگند به خدا که خون امام حسین(ع) از حرکت و جوشش نمی‌ایستد تا اینکه خداوند مهدی(عج) را برانگیزد. امام زمان(عج) به انتقام خون امام حسین(ع) از منافقان، فاسقان، کافران انتقام می‌گیرد و در روایات این چنین آمده است و لقب منتقم را ائمه اطهار(ع) در روایات به امام زمان(عج) نسبت دادند.

ابوحمزه ثمالی به امام باقر(ع) عرض می‌کند: ای فرزند پیغمبر آیا شما قائم نیستید؟ حق را به پا نمی دارید؟ پس چرا تنها ولی عصر امام زمان(عج) را قائم می‌خوانند. امام محمد باقر(ع) می‌فرمایند: چون جدم امام حسین(ع) کشته شد، فرشتگان صدا به گریه و ناله بلند و عرض کردند پروردگارا! آیا قاتلان بهترین بندگانت و برترین اشرف برگزیدگانت را رها می‌کنید و خداوند فرمود: ای فرشتگان من ناراحت نباشید، به عزت و جلالم سوگند از آنها انتقام خواهم گرفت. هر چند بعد از گذشت زمان‌ها باشد.

آن لحظه خداوند حجاب را از مقابل دیدگان فرشتگان برداشت و امامان از فرزندان امام حسین(ع) را یکی پس از دیگری به آنها نشان داد، فرشتگان وقتی دیدند، جریان ولایت و امامت امام حسین(ع) بعد از شهادتشان ادامه دارد شاد شدند، دیدند یکی از فرزندان امام حسین(ع) ایستاده مشغول نماز است، خداوند فرمود با این قائم یعنی همین شخص ایستاده، از قاتلان امام حسین(ع) انتقام خواهیم گرفت، این روایت در بحارالانوار، دلایل الامامه و... بسیاری از کتب آمده است، از این رو می‌بینیم در روایات آمده است که امام مهدی(عج) قائم و انتقام‌گیرنده خون حضرت سیدالشهدا(ع) است.


 
 
دعایی که امام حسین(ع) به فرزند خود آموخت
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٢
 

از حضرت زین‌العابدین علیه السلام روایت شده که می‌فرمایند: "پدرم در روز عاشورا مرا به سینه خویش چسبانید و در حالی که از زخم‌هایشان خون، فوران می‌کرد، فرمود: ای فرزند! دعایی را که فاطمه علیها السلام آن را به من آموخت فراگیر، او از رسول الله صلی الله علیه و آله و آن حضرت نیز از جبرییل آن را فرا گرفته بود تا در حوائج، مهمّات، اندوه و حوادث تلخی که بر او وارد می‌شود و پیش‌آمدهای عظیمی که رخ می‌دهد آنرا بخواند."

سپس فرمود: بخوان: بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْکَرِیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا به جای«و افعل بی کذا و کذا» حاجات خود را ذکر کنی. (دعوات، قطب‌الدین راوندی، ص54)


 
 
امان از شام..........
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٥
 

امام زین‌العابدین(ع) درباره نحوه انتقال کاروان اسرا به دمشق فرمود: «مرا بر شترى لَنگ و بدون جهاز، سوار کردند و سر حسین(ع) بر بالاى عَلَمى بود و زنانمان، پشت سرِ من بر اَسترانى بدون پالان، سوار بودند، کسانى که ما را مى‌بردند، از پشت سر و گرداگردمان، با نیزه ما را احاطه کرده بودند و آزار مى‌دادند، اگر اشکى از دیده یکى از ما فرو مى‌چکید، با نیزه به سرش مى‌کوبیدند تا آنکه وارد شام شدیم، جارچى جار زد: اى شامیان! اینان، اسیران اهل‌بیتِ ملعون‌اند».


 
 
ایا عایشه ام المومنین است؟
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٤
 

 

عایشه امّ الفاسقین یا امّ المومنین؟؟

اهل بدعت معتقدند که تمامی زنان پیامبر صلی الله علیه و آله حتی عایشه لقب " امّ المومنین " را دارند . وبرای ادعای خویش آیه ذیل را مطرح میکنند : النبی اولی بالمومنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم یعنی : پیامبر نسبت به مومنان از خودشان اولی تر و سزاوارتر است و همسرانش ]در حرمت ازدواج [ به منزله ی مادران آنان اند.سوره مبار که احزاب آیه 6.

اینها لقب "ام المومنین " را نوعی افتخار برای زن های پیامبر صلی الله علیه وآله محسوب میکنند ولی طبق آیات قرآن ما معتقدیم " ام المومنین " به تنها ، فضیلتی نیست بلکه زن های رسول خدا صلی الله علیه و آله فقط اگر تقوا پیشه کنند و از خدا بترسند دارای ارزش و مقام میباشند . وبه همین جهت است است که قر آن میفرماید :

«یا نساء النبی لستن کاحد من نساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا »

یعنی : ای همسران پیامبر ! شما اگر پرهیزگاری پیشه کنید {از نظر منزلت و موقعیت} مانند هیچ یک از زنان نیستید پس در گفتار خود ، نرمی و طنازی نداشته باشید تا کسی که بیمار دل است طمع کند و سخن پسندیده و شایسته گوید... . <سوره مبارکه احزاب آیه شریفه 32.>

همجنین قران میفرماید :

«یا نساء النبی من یأت منکن بفحشة مبینة یضعف لها العذاب ضعفین و کان ذالک علی الله یسیرا.»

یعنی : ای همسران پیامبر هرکس از شما کاربسیار زشت آشکارا مرتکب شود { قطعا پیوند همسری با پیامبر به او مصونیت نمی دهد بلکه } عذاب برای او دوچندان خواهد شد ، و این کار بر خدا آسان است . <سوره مبارکه احزاب آیه شریفه 30.>

پس " ام المومنین " تنها به این معناست که رابطه بین مسلمانان و زنان پیامبر مانند رابطه مادر و فرزند میباشد . یعنی همانطور که فرزند نمی تواند با مادر خویش ازدواج کند ، مسلمانان نیز بعد از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله نمی توانند با زنان ایشان ازدواج کنند و به وبه همین دلیل است که قرآن میفرماید :

«وما کان لکم ان تؤذوا رسول الله ولا ان تنکحوا ازواجه من بعده ابدا ان ذالکم کان عند الله عظیما »

یعنی : و شمارا نسزد { جایز نباشد } که پیامبر خدارا آزار دهید و بر شما هرگز جایز نیست که پس از او با همسرانش ازدواج کنید که این کار نزد خدا بزرگ است . <سوره مبارکه احزاب آیه شریفه 53.>

و اما عایشه چون جزء زنان پیامبر صلی الله علیه و آله بوده لقب " ام المومنین " را داشته است . ولی این لقب تا آخر عمرش برای او باقی نماند ! زیرا که پیامبر صلی الله علیه و آله حق طلاق زنان خویش را به امیر المومنین علی علیه السلام و الصلاة و جانشین به حق ایشان داده بود .

قال النبی صلی الله علیه و آله :

یا ابالحسن ان الشرف باق لهن ( شرف الامهات ) ما دمن لله علی الطاعة فأیتهن عصت الله بعدی بالخروج علیک فأطلق لها فی الازواج واسقطها من شرف أمومة المومنین .

یعنی : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مولانا امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند : ای ابالحسن همانا شرف " ام المومنین " برای زنان من باقی است تا زمانی که اطاعت خدارا کنند . پس هرکدام از آن ها که خدارا به واسطه ی خروج بر تو عصیان کرد او را طلاق بده و از شرافت " ام المومنین " بودن ساقط کن .{1} (طبق قولی اشاره به وقایع جنگ جمل و خروج عایشه بر امیر المومنین که آن حضرت عایشه را طبق دستور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله طلاق دادند ).

شیخ حر عاملی در کتاب اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات از کتاب اثبات الوصیة نوشته مسعودی از نقل میکند که : پس از کاری که عایشه کرد ( مقصودش جلوگیری حسین علیه السلام از دفن حسن بن علی علیه السلام در جوار جدش رسول خدا ) حسین علیه السلام طلاقش را فرستاد . و رسول خدا صلی الله علیه و اله طلاق همسرانش را بعد از خودش به امیرالمومنین علیه السلام و امیرالمومنین به امام حسن علیه السلام و امام حسن علیه السلام به حضرت اباعبد الله الحسین علیه السلام داده بود . و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند : بعضی از زنهای من در روز رستاخیز مرا نخواهند دید و او زنی است که اوصیا بعد از من ، طلاقش خواهند داد.{2}

ناگفته پیداست که وقتی میگوئیم امام حسین علیه السلام عایشه را طلاق دادند ، به این معناست که او دیگر جزء زنهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله محسوب نمیشود و بنابر این لقب " ام المومنین " از عایشه برداشته شد  و او مانند زنهای معمولی دیگر میباشد.

سفینة البحار / شیخ عباس قمی  ج2 ص 93وج9ص277 ، المناقب / ابن شهر آشوب ج1ص331، الدرجات الرفیعة علی خان ص 303، شرح اصول کافی / المازندرانی ج6ص368، البحار الانوار ج27ص292وج48ص335وج71ص265وج108ص293وج110ص101از کافی و بصائر الدرجات و کتاب کمال الدین و تمتم النعمة شیخ صدوق .

2.اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات ج3ص135فصل 72حدیث


 
 
دعای صنم قریش
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٤
 

‌أللَّهُـمَّ صَـلِّ عَـلی مُـحَمَّـدٍ وَ آلِ مُحَـمَّـدٍ‌ أللَّهُمَّ العَـن صَنَمیقُرَیشٍ وَجِبتَیهَا وَ طاغُـوتَیها وَ إفکَـیها وابنَـتَیهِمَا اللَّذَینِ خالَفا أمرَکَ وَ أنکَرا وَحـیَکَ وَ جَـحَدا إنعـامَکَ وَ عَـصَیا رَسِولَکَ وَ قَـلَّبا دینَکَ وَ حَرَّفا کِتابَکَ وَ عَـطَّلا أحکامَکَ

پروردگارا: درود بفرست بر محمّد و آل محمّد صلی الله علیه وآله وسلم و لعـنت کن دو بـت قریش (ابوبکر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، و آن دو دروغ پرداز را، دختر آنان (عایشه و حفصه) را، آن دو نفری که فرمانت را زیر پا نـهادند، و وحی تو را نپـذیـرفتند، و نعـمت رسولت راانکار کردند، و نافرمانی پیامبرت را کردند، و دینت را واژگون نمودند، و قـرآنـت را تحـریف کردند، و احکام تو را بی ثمر گذاردند.

وَ أبطَلا فَـرائِضَکَ وَ اَلحَدا فی آیاتِکَ وَعـادَیا اَولِیائِکَ وَ والَیا أعدائَکَ وَخَرَّبا بِلادَکَ وَأفـسَداعِبادَکَ.‌أللَّهُمَّ العَـنهُما وَأتباعَـهُما وَاَولِیآءَهُما وَاَشیاعَهُما ومُحِبّیهِما فَـقَـد أخرَبا بَیتَ الـنـُّبـُوَّةِ وَرَدَما بابَهُ وَنَقَـضا سَقـفَهُ وَ ألحَـقا سَـمـآئَهُ بِأرضِهِ وَعالِیهُ بِسافِـلِهِ وَ ظاهِرَهُ بِباطِـنِهِ وَأستَاصَلا أهلَهُ وَ أبادا أنصارَهُ وَ قَتَلا أطفالَهُ وَ أخلَیا مِنبَرَهُ مِن وَصِیِّهِ وَ وارِثَ عِلمِهِ وَجَحَدا إمامَتَهُ وَأشرَکا بِرَبِّهِما فَعَـظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُـما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَـرٍ لاتُبقی وَ لاتَذَر.

و تـباه کردند احـکام واجـب تو را، و از درستیزگی با آیاتت برآمدند، و دشمنی کردند با دوستانت و دوستی کردنـد با دشمـنانـت، و شهـرهـای تو را ویـران ساخـتند، و بـندگانت را به فساد کشاندند، خدایا لعنت کن آن دو و پیروانشان و یارانشان و گرویدگان به آندو و دوستانشان را، زیرا آندو ویران ساختند. خانه وحی را، و در آن را کاملاً بستند، و شکست سقف آن را، و آنرا زیر و رو کردند، و بالا و پایین آن را یکی کردند، و ظاهـر و باطنش را ویران کردند، و اهـل آن را از بیخ برانداختند. و یاوران آن را هلاک کردند، و کودکانـشان را کشتند، و منبر نبوت را از وصیّ نبی ووارث پـیـامبر، تـهی کردند، و انـکـار کردند امـامت وصیّ پیامبر را، و مـشرک به خدا شدند، پس خدایا گناه آن دو را بزرگ شمار و برای همیشه در جهنم سقر جایشان بده، جهنمی که بندگان نمیتوانند شدت عذابش را درک کنند، جهنمی که نه چیزی را باقی میگذارد و نه رها میسازد.

أللَّهُمَّ العَـنهُم بِعَـدَدِ کُلِّ مُنکَرٍ أتَوهُ وَ حَقٍّ أخفَـوهُ وَ مِـنـبَرٍ عَلَوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلِّیٍ آذَوهُ وَطَـریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَـرَدُوهُ وَ کافِـرٍ نَصَـرُوهُ وَ إمامٍ قَهَـرُوهُ وَ فَرضٍ غَـیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقـُوهُ وَ خَبرٍ بَدَّلُوهُ وَ کُفـرٍ نَصَبوه وَ إرثٍ غَصَبُوه وفَیءٍ اقتَطَعُوهُ

خدایا آن دو و پیروانشان را به عـدد هـر کار نـاروایی که انجام دادند لـعنـت کن، و به عدد هر حقی که مخفی داشتند، و هر منبری که به ظلـم بر آن بالا رفتند ، و هر مـؤمنی که تبعیدش کردند ، و هر مـنـافقی که به کارگماردند ، و هر دوست خدا که آزردند ، و هر تبعید شده ای که پناهش دادند، و هر راستـگویی که راندند، و هر کـافری که یـاری کردنـد، و هـر امام بر حقی که مقهورش کردند.هر واجبی که آن را تـغیـیر دادند، و هـر دلیلی که انکـارش کردنـد، و هـر امر زشتی که اختیار کردند، و خون هایی که به ناحق ریختند وهر کار نیکی که آن را عوض کردند، و هر کـفـری که به پا داشتند، و هر ارثـی که به زور گرفتند، و هر غنیمتی که به ناحقّ ملک خود ساختند.

وَ سُحتٍ أکَلُوهُ وَ خُمسٍ أستَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُـوهُ وَ نِـفاقٍ أسَرُّوهُ وَغَـدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظُـلمٍ نَشَـرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُـوهُ وَ أمانٍ خانُـوه وَ عَهـدٍ نـَقَـضُـوهُ وَ حَـلالٍ حَرَّمُوهُ وَحَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَّقُوهُ و جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُـوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَعَـزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُـوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبُوهُ وَ إمامٍ خالَفُوهُ.

و هر مال حـرامـی که خوردند، و هـر خمسی که برای غـیر اهـلش حـلال شمردند، و هر خلاف واقعی که اساس آن را نهادند، و هر ستمی که گسترش دادند، و هر نـفـاقی که پنهان داشتند، و هر نیرنگی که انجـامش را به دل گرفتند، و هر ستمی که آن را پراکندند. و وعده هایی که بدان وفا نکردند، و امان دادنی که خیانت کردند، و پیمان هایی که شکستند، و حلال هایی که تحریم نمودند، و حرام هایی که حـلال کردند، و پهـلوهایی که شکافتند، و جـنـینی که سبب سقط آن شدند و استخوانی که شکستند. و هر سندی که آن را دریدند، و هر اجتماعی که پـراکندند، و هر عـزیـزی که خوارش کردند، و هر خواری که عـزت بخـشیـدند، و هر حـقی کـه از صـاحبانش باز داشتند، و هر دروغـی که آن را راست جلوه دادند ، و هر حکمی که آن را وارونه کردند ، و هر امامی که مخالـفـتش کردند،

أللّهُمَّ العَـنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُـوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها سُنَّةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُـوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَـثـُوها وَ دَعـوَی أبطَــلُوها وَ بَـیـِّنَةٍ أنکَـرُوها وَ حـیـلَةٍ أحـدَثـُوها وَ خِـیانَةٍ أورَدُوها وَ عَـقـَبَةٍ إرتَـقُـوهـا وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَأزیافٍ لَزِمُوها وَ شَهـاداتٍ کَتَمُـوها وَ وَصِـیَّةٍ ضَیَّعُوها.

خدایا لـعـنـت کن آنان را به عـدد هـر آیه ای که آن را تغییر دادند ، و هر واجبی که آن را ترک کردند و هـر روش پـسندیده ای که تغیـیرش دادند، و نشـانه های روشنی که جلـوگیـرش شدند، و احکامی که بی نتیجه گردانیدند، و هر بیعتی که آن را شکستند،و هر ادعای حقی که آن را نپذیرفتند، و هر شـاهد عادلی که انکارآن کردند، و هر نیرنگی که آن را اخـتـراع کردند. و هر خیـانـتی که وارد دیـن کردند، و هر گردنه ای که بالای آن رفتند (برای کشتن پیامبر (صلی الله علیه وآله)) و مشک های خشکی که آن را غلطاندند، و هر تـقلبی که مـقیّد به او بودند، و هـر امـری که شاهد آن بودند، و هر وصیتی که آن را تضییع نمودند.

أللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّرِ وَ ظاهِرِ العَلانِیَةِ لَعـناً کَثـیـراً أبَـداً دائـماً دآئِـباً سَرمَـداً لا إنقِـطاعَ لِأمَـدِهِ وَ لا نَـفـادَ لـِعَـدَدِهِ لَعــناً یَغـدُو أوَّلُهُ وَ لایـَرُوحُ آخِـرُهُ لَهُم و لِأعـوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهُم وَ مُوالیهِم وَ المُسَّلَمینَ لَهُـم وَ المـآئِلـینَ إلَـیهِـم وَ النَّـاهِـضـیـنَ بِـاحـتِجـاجِهِـم وَ الـمُــقـتـَدیـنَ بِکَـلامـِهـِـم وَ الـمُــصــَدِّقـیـنَ بِـأحکـامِـهِـم.

وَ خـدایـا لـعنـت کن آن دو (عـمر و ابوبکر (لعنة الله علیهما)) را درپنهان نهان و آشکار ظاهر، لعنتی زیاد، پیوسته، مدام، بی ابتدا و بی انتها، لعنتی که زمانـش پایانی ندارد وعددش را انتـهـایی نیست، لـعـنـتی که آغـازش را صـبحی باشد ولی انجامـش راشبی نباشد، لعنت تو باد بر آنان و یارانـشان و مـدد کـارانشـان و دوسـتـانـشان و مـرتـبطین با آنان و کسانی که خود را در اختیار آنان گذاشته اند و به آنان مـایـلنـد، و کـسـانی که ادعــاهـای بی اسـاس آنــان را عَــلَــم کـردنـد، وپـیـروی کـردنـد از سخـنـان آنان، و قــضـاوت هــای بـاطـل آنـان را تـصـدیق نـمـودند.

سپس چـهـار مـرتـبـه بگو:

ألـلـّهُـمَّ عَــذِّبـهُـم عَــذابـاً یَـسـتَـغـیـثُ مـِنـهُ أهـلُ الـنّـارِ. آمینَ رَبَّ العالَمینَ

خدایا عذاب فرما آنانرا،عذابی که استغاثه وفریاد اهل آتش ازآن عذاب بلندست. آمین رب العالمین                                                                                                                                                                       بحارالانوار جلد 85


 
 
اسناد لعن بردشمنان اهل بیت علیهم السلام
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٠
 

1-پیامبر اکرم(ص):فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد من را آزرده و هر کس من را بیازاراد خدا را آزار میدهد
خلیفه دوم! هنگام مرگ گفت:
«کاش تفتیش خانه فاطمه وعلی نمی کردم» همان تفتیشی که شهادت پاره تن رسول خدا صل الله علیه وآله را به همراه داشت
مروج الذهب ج2ص308،تاریخ طبری ج4ص52،الامامه والسیاسه ج1

2-ابوحمزه ثمالی می گوید: به امام سجاد علیه السلام عرض کردم: از شما درباره فلانی و فلانی (خلیفه اول و دوم!) سوال دارم ؟ حضرت در پاسخ فرمودند:
لعنت خدا بر آن دو باد به عدد تمام لعنت های الهی و به خدا سوگند آن دو مردند در حالی که کافر و مشرک به خدای بزرگ بودند.
(بصائر الدرجات ص269 ح9 – بحارالانوار ج30 ص145)

3-حضرت فاطمه(س) خطاب به ابوبکر و عمر(لعنت الله علیهم) فرمودند: همانا من خداوند و ملائکه اش را شاهد میگیرم که شما دو نفر (ابوبکر و عمر) مرا خشمگین ساختید و رضایت مرا بدست نیاوردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات کنم حتماً شکایت شما دو نفر را به او خواهم کرد.خدای تعالی در قرآن کریم میفرماید: إنَّ الّذینَ یُؤذونَ اللهَ وَ رَسولَهُ، لَعَنَهُمُ اللهُ فِی الدّنیا وَالآخِرَةِ... (= آنانکه خدا و پیامبر خدا را آزار دهند، خداوند لعنت کند ایشان را در دنیا و آخِرت...– سورۀ احزاب/57

4-امام صادق "علیه السلام" فرمودند: پدرم از پدرش و او از جدّش از پیامبر "صلی الله علیه و آله و سلم" نقل نمود که فرمودند:
« هر کس توانائی به یاری ما اهل بیت ندارد و در تنهایی خود دشمنان ما را لعن می کند، خداوند صدایش را به آنچه مادون العرش است می رساند.
هر دفعه ای که او دشمنان ما را لعن نماید، لعن او را به آسمان می برند و آنها نیز آن کس را که او لعن نموده، لعن می کنند؛ سپس تعریف از آن شخص لعن کننده می کنند و می گویند: خداوندا، بر این عبد خود که آنچه در توان داشته انجام داده درود فرست که اگر بیش از این می توانست انجام می داد.
از سوی خداوند ندا می رسد: دعای شما را مستجاب نمودم و ندای شما را شنیدم. من بر روح او در میان ارواح درود فرستادم و او را نزد خودم از برگزیدگاان و خوبان قرار دادم. »
  بحارالأنوار ، ج ۲۷ ، ص ۲۲۳ ، ش ۱۱ ، و ج۵۰ ، ص ۳۱۷ ، و البرهان ، ج ۱ ، ص ۵۶۶ ،

5-دعای "اللّهمَّ العَنْ صَنمَیْ قریش ٍ..." (= بارخدایا لعنت کن دو بت قریش را...)، که عبدالله بن عبّاس (صحابی و پسرعمّ پیامبر اکرم ص)، آنرا از حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) روایت نموده که حضرت در قنوت نماز خود میخوانده منظور اولی و دومی بوده.

6-اهل سنت، خود روایت میکنند که پیامبر اکرم(ص) در بیماری منجرّ به وفات ایشان، فرمودند: "جَهِّزُوا جَیشَ اُسامَة َ؛ لَعَنَ اللهُ مَن تَخَلَّفَ عَن جَیشِ اُسامَة َ(خ ل:مَن تخلَّفَ عَنه)" (= تجهیز و آماده کنید لشکر اُسامَه (فرماندۀ نوجوان شجاع 17 تا 19 ساله) را (برای دفاع در مقابل روم)؛ خداوند لعنت کند هرکس را که تخلّف کند از حضور در لشکر اسامه!" و آنگاه، خودشان هم اِذعان و اعتراف دارند که ابوبکر و عُمَر همراه اُسامه نرفته اند!!... (المِلَلُ وَالنِّحَلُ، محمّد بن عبدالکریم شهرستانی، مقدّمۀ رابعه (چهارم)، 1/23و29؛ تاریخ الطّبَریِّ(عربی)، 3/186؛ تاریخ ابن عَساکِر، 2/391؛ طبقات ابن سعد، 2

 

 

 


 
 
عکس‌العمل شیطان بعد از شهادت سیدالشهدا (ع)
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٠
 

در روایت‌های خاندان وحی، برای گریستن در مصایب آمده است، هیچ چیز شیطان را مانند ندبه کردن و گریه کردن بر حضرت سیدالشهدا(ع) به خشم نمی‌اندازد. در آخرین وصیت حضرت اباعبدالله(ع) به فرزند بزرگوارشان امام زین العابدین (ع) این گونه آمده است: ای فرزندم؛ سلام مرا به شیعیانم برسان و به آنها بگو، پدرم غریبانه از دنیا رفت، پس بر او نوحه سرایی کنید و به شهادت رسید، پس به او گریه کنید.

همچنین در تذکرة الشهدا نقل شده است که پس از شهادت امام حسین(ع) ابلیس لعین از خوشحالی پرواز کرد و تمام زمین را گشت و شیاطین و عفاریت را به دور خود جمع کرد و گفت: ای شیاطین؛ ما امروز به آرزوی خود رسیدیم، و مردم را اهل جهنم کردیم، مگر کسی که در این مصیبت گریه کند و به دوستی و محبت آل محمد (ص) مصمم گردد. پس تا می توانید مردم را از این واقعه در شک اندازید و از آگاهی از این مصیبت باز دارید تا زحمت من به هدر نرود.


 
 
خطبه غرای حضرت زینب سلام الله علیها شیرزن کربلا در شام
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٠
 

عین متن لهوف در کتاب ابو مخنف نیز وارد شده است و ترجمة آن از ابومخنف چنین است:

«زینب دختر علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ برخاست و گفت: «سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و همة خاندان او باد. راست گفت خدای سبحانه که فرمود: «سزای کسانی که مرتکب کار زشت شدند زشتی است، آنان که آیات خدا را تکذیب کردند و به آن ها استهزاء نمودند.» ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد، و حکومتی که حق ما بود در اختیار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر. آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک»
آیا این از عدالت است ای فرزند بردگان آزاد شده (رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ ) که تو، زنان و کنیزگان خود را پشت پرده نگه داری ولی دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ اسیر باشند؟ پرده حشمت و حرمت ایشان را هتک کنی و صورتهایشان را بگشایی، دشمنان آنان را شهر به شهر ببرند، بومی و غریب چشم بدانها دوزند، و نزدیک و دور و وضیع و شریف چهرة آنان را بنگرند در حالی که از مردان و پرستاران ایشان کسی با ایشان نبوده و چگونه امید می رود که مراقبت و نگهبانی ما کند کسی که جگر آزادگان را جویده و از دهان بیرون افکنده است، و گوشتش به خون شهیدان نمو کرده است. (کنایه از این که از فرزند هند جگر خوار چه توقع می توان داشت) چگونه به دشمنی با ما نشتابد آن کسی که کینه ما را از بدر و احد در دل دارد و همیشه با دیدة بغض و عداوت در ما می نگرد. آن گاه بدون آن که خود را گناهکار بدانی و مرتکب امری عظیم بشماری این شعر می خوانی:
فاهلوا و استهلوا فرحاً ثم قالوا یا یزید لا تشل
و با چوبی که در دست داری بر دندانهای ابو عبدالله ـ علیه السّلام ـ سید جوانان اهل بهشت می زنی. چرا این شعر نخوانی حال آن که دل های ما را مجروح و زخمناک نمودی و اصل و ریشة ما را با ریختن خون ذریة رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و ستارگان روی زمین از آل عبدالمطلب بریدی، آن گاه پدران و نیاکان خود را ندا می دهی و گمان داری که ندای تو را می شنوند. زود باشد که به آنان ملحق شوی و آرزو کنی کاش شل و گنگ بودی نمی گفتی آنچه را که گفتی و نمی کردی آنچه را کردی. بارالها بگیر حق ما را و انتقام بکش از هر که به ما ستم کرد و فرو فرست غضب خود را بر هر که خون ما ریخت و حامیان ما را کشت. ای یزید! به خدا سوگند نشکافتی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را و زود باشد که بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد شوی در حالتی که بر دوش داشته باشی مسئولیت ریختن خون ذریة او را، و شکستن حرمت عترت و پاره تن او را، در هنگامی که خداوند جمع می کند پراکندگی ایشان را، و می گیرد حق ایشان را «و گمان مبر آنان را که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه ایشان زنده اند و نزد پروردگار خود روزی می خورند.» و کافی است تو را خداوند از جهت داوری و کافی است محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ تو را برای مخاصمت و جبرئیل برای یاری او و معاونت.
و بزودی آن کس که کار حکومت تو را فراهم ساخت و تو را بر گردن مسلمانان سوار نمود، بداند که پاداش ستمکاران بد است و در یابد که مقام کدام یک از شما بدتر و یاور او ضعیف تر است. و اگر مصایب روزگار مرا بر آن داشت که با تو مخاطبه و تکلم کنم ولی بدان قدر تو را کم می کنم و سرزنش تو را عظیم و توبیخ تو را بسیار می شمارم، این جزع و بی تابی که می بینی نه از ترس قدرت و هیبت توست، لکن چشمها گریان و سینه ها سوزان است. چه سخت و دشوار است که نجیبانی که لشکر خداوندند به دست طلقاء (آزاد شدگان) که حزب شیطانند، کشته گردند و خون ما از دستهایشان بریزد، و دهان ایشان از گوشت ما بدوشد و آن جسد های پاک و پاکیزه را گرگهای بیابان سرکشی کنند، و کفتارها در خاک بغلطانند (کنایه از غربت و بی کسی آنها). ای یزید! اگر امروز ما را غنیمت خود دانستی زود باشد که این غنیمت موجب غرامت(ضرر) تو گردد در هنگامی که نیابی مگر آنچه را که از پیش فرستاده ای، و نیست خداوند بر بندگان ستم کننده، به خدا شکایت می کنیم و بر او اعتماد می نماییم.
ای یزید! هر کید و مکر که داری بکن، هر کوشش که خواهی بنمای، هر جهد که داری به کار گیر، به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی، وحی ما را نتوانی از بین ببری، به نهایت ما نتوانی رسید، هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود، رای توست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است،‌در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد.
سپاس خدای را که اول ما را به سعادت و مغفرت ثبت کرد و آخر ما را به شهادت و رحمت فائز گرداند، از خدا می خواهیم که ثواب آنها را کامل کند و بر ثوابشان بیفزاید، و برای ما نیکو خلف و جانشین باشد، که اوست خداوند رحیم و پروردگار ودود، و ما را کافی در هر امری و نیکو وکیل است.»[4]


 
 
لعن
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٦
 

لعن نوعی نفرین کردن و نشانه جدا بودن و دوری مسیر طرفین ( حق و باطل ) از یکدیگر است.در قرآن کریم در بیش از 25 آیه از لسان خداوند یا فرشتگان یا مومنین دشمنان ایشان را لعن می کند :

1- إنّ الله لعن الکافرین وأعدّ لهم سعیرا

(الاحزاب64)

2- فنردها علی أدبارها أو نلعنهم کما لعنّا أصحاب السبت

(النساء38)

3- فبما نقضهم میثاقهم لعنّاهم

(المائدة13)

4- وغضب الله علیه ولعنه وأعدّ له عذابا عظیما

(النساء93)

5- لعنه الله وقال لأتخذن من عبادک نصیبا مفروضا

(النساء118)

6- من لعنه الله وغضب علیه وجعل منهم القردة والخنازیر و عبد الطاغوت

(المائدة60)

7- بل لعنهم الله بکفرهم

(البقرة88)

8- اولئک الذین لعنهم الله ومن یلعن الله فلن تجد له نصیرا

(النساء52)

9- ولکن لعنهم الله بکفرهم

(النساء 46)

10- وعد الله المنافقین والمنافقات... نار جهنم هی حسبهم ولعنهم الله

(التوبة68)

11- إنّ الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا والآخرة

(الاحزاب 57)

12- فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم الله فأصمهم وأعمی أبصارهم

(محمد22و23)

13- و یعذب الله المنافقین والمنافقات ... وغضب الله علیهم و لعنهم جهنم وسائت مصیرا

(الفتح 6)

14- ملعونین اینما ثقفوا أخذوا وقتّلوا تقتیلا

(الاحزاب61)

15- إنّ الذین یکتمون ما أنزلنا من البینات والهدی من بعد ما بیّنّاه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله ویلعنهم اللاعنون

(البقرة159)

16- لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داود وعیسی بن مریم

(المائدة78)

17- وقالت الیهود ید الله مغلولة علت أیدیهم ولعنوا بما قالوا

(المائدة64)

18- إنّ الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوافی الدنیا والآخرة

(النور24)

19- فلما جاءهم ما عرفوا کفروا به فلعنة الله علی الکافرین

(البقرة89)

20- إنّ الذین کفروا وماتوا وهم کفار اولئک علیهم لعنة الله والملائکة والناس اجمعین

(البقرة161)

21- فأذّن مؤذّن بینهم أن لعنة الله علی الظالمین

(الاعراف44)

22- ثمّ نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین

(آل عمران 61)

23- اولئک جزائهم أنّ علیهم لعنة الله والملائکة والناس اجمعین

(آل عمران87)

24- ألا لعنة الله علی الظالمین

(هود18)

25- ویفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار

(الرعد13)


 
 
عزاداری عایشه ملعونه
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٤
 

از زبیر بن عباد روایت است که گفت : عایشه می گفت : زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفتند ، من با زنها بلند شدم و نوحه سرایی می کردم و به سر و سینه خود می زدم.

مسند ابی یعلی موصلی – جلد ۴ – مسند عائشة – صفحه ۳۲۳ – حدیث ۴۵۶۸

۹۰ ، حدیث عائشةمسند احمد بن حنبل ، جلد ۷ ، صفحه ۳، حدیث ۲۵۸۱۶

اگر سینه زنی بدعت است ، عایشه بدعت گذار است ، پس در نتیجه بدعت گذار کافر است.

«خداوند از بدعت گذار نه روزه قبول مى‏کند نه نماز و نه صدقه و نه حج و نه عمره و نه جهاد و نه مال و عوضى. (چنین کس) از اسلام خارج مى‏شود همانگونه که مو از خمیر خارج مى‏گردد

سنن ابن ماجه، ج 1، ص 19، مقدمه باب 7،

اگر عایشه برای پیامبر سینه زنی کرده است ، مانعی نیست که شیعیان برای فرزند رسول خدا حضرت سید الشهداء صلوات الله علیه سینه زنی کنند.


 
 
عزای حسین علیه السلام
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٤
 

در کتب اهل سنت مواردی از ذکر یاد ابی عبد الله علیه السلام حتی قبل از تولد ایشان وقبل از زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است:

ذکر شهادت حضرت سیصد سال قبل از بعثت

2874 حدثنا محمد بن عبد الله الحضرمی ثنا محمد بن غورک ثنا أبو سعید التغلبی عن یحیى بن یمان عن إمام لبنی سلیم عن أشیاخ له غزوا الروم فنزلوا فی کنیسة من کنائسهم فقرأوا فی حجر مکتوب:

أیرجوا معشر قتلوا حسینا شفاعة جده یوم الحساب  فسألناهم منذ کم بنیت هذه الکنیسة قالوا قبل أن یبعث نبیکم بثلاث مائة سنة قال أبو جعفر الحضرمی وثنا جندل بن والق عن محمد بن غورک ثم سمعته من محمد بن غورک

با روم می جنگیدیم پس به یکی از کلیساهای ایشان وارد شدیم .پس در آن سنگی بود که روی آن نوشته شده بود :آیا امتی که حسین را می کشند شفاعت جد او را در روز قیامت امید دارند؟

وروینا أن صخرة وجدت قبل مبعث النبی صلى الله علیه وسلم بثلاث مائة سنة وعلیها مکتوب بالیونانیةأیرجو معشر قتلوا حسیناالتبصرة ابن جوزی ج2/ص7

به ما خبر داده شد که صخره ای در بیت المقدس سیصد سال قبل ازبعثت رسول خدا پیدا شده است که بر روی آ ن با زبان سریانی نوشته شده بوده است :آبا امتی که حسین را می کشند ..

شبیه این دو روایت در کتب ذیل آمده است :

تهذیب الکمال ج6/ص442 بغیة الطلب فی تاریخ حلب ج6/ص2653 صبح الأعشى فی صناعة الإنشا ج13/ص234 الخصائص الکبرى سیوطی ج1/ص63 و...

طبق اقرار برخی علمای اهل سنت حاکم نیشابوری هم شبیه این روایت را (در مورد وجود نوشته ای با این اشعار) با اضافه ای در کتاب امالی خویش آورده است اما متاسفانه اکنون این روایت در کتاب وی یافت نمی شود وآن اضافه این است که علاوه بر بیت مذکور در آن نوشته نام ابراهیم خلیل الله ( ظاهرا به عنوان نویسنده) موجود بوده است .

حدیث أنس أن رجلا من أهل نجران احتفر حفیرة فوجد فیها لوحا من ذهب فیه مکتوب :

اترجو أمة قتلت حسینا شفاعة جده یوم الحساب  

وکتب ابراهیم خلیل الله فجاؤا باللوح إلى رسول الله فقرأه ثم بکى وقال من آذانى وعترتى لم تنله شفاعتى حا فى أمالیه

تنزیه الشریعة علی بن محمد بن علی بن عراق الکنانی ج1/ص409

روایت انس که شخصی از اهل نجران گودالی می کند پس در آن لوحی از طلا پیدا کرد که در ان نوشته بود آیا امتی که .... ونوشته بود ابراهیم خلیل الله پس این لوح را به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آوردند . پس آن را خواند و گریه نمود .سپس فرمود هرکس که من را اذیت کند و خانواده ام را شفاعت من به وی نخواهد رسید – حاکم در کتاب امالی –


 
 
خواص مجالس ذکر مصائب امام حسین علیه السّلام
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢
 

کسانی که در مجالس ذکر او شرکت می‎کنند به خوبی حال و هوای آنجا را درک کرده و ارتباط معنوی عمیقی با حضرتش برقرار می‎سازند، اما بر طبق احادیث و روایات متعدد مجالس آن حضرت دارای ویژگی‎هایی است:

- هر کس بنشیند در مجالسی که در آن به امر ائمه علیهم السّلام پرداخته شده و ذکر مصائب آنان است دل او نمی‎میرد در آن روزی که دل‎ها می‎میرند. 

2- اینگونه مجالس محبوب خدا، رسول او و ائمه علیهم السلام می‎باشد.

3- نَفَس فرد عزادار در آن مجلس تسبیح خداوند است.

4- این مجالس محل نَظَر حضرت امام حسین علیه السّلام است. زیرا آن جناب در عرش است و از آنجا به سوی سرزمین کربلا و زوّار و گریه‎کنندگان خود نظاره می‎کنند. 

5- ملائکه مقرب خداوند درآن مجلسی حاضر می شوند.

6- مجلس عزای امام حسین علیه السّلام هر جا بر پا شود آنجا قبه و بارگاه اوست .

7- معراج گریه‎کنندگان است زیرا که محل نزول صلوات و رحمت الهی و غفران ذنوب و ... است.

8- این مجالس از دیگر مجالس اشرف و افضل است.     

بحارالانوار.خصایص الحسینیه