اللهم عجل لولیک الفرج

انتشار معارف و فضایل اهل بیت علیهم السلام

 
اطلاعیه
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٦
 

باسلام

به علت فعالیتم در واتس اپ و اینستگرام دیگه وبلاگ به روز نمیشه

ادرس پیجم در اینستگرام:  shoride14


 
 
نقد عرفان و فلسفه
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢
 

در ادامه بحث عرفان بد نیست با بنیان گذاران و بزرگان این مسلک اشنا شویم.از زمان امیرالمومنین علیه السلام که حسن بصری مورد لعن و رد مولای متقیان قرار گرفت تا جنید بغدادی و ابوسعید ابوالخیر و منصور حلاج و عطار و مولوی و ........ همه از مروجین و بزرگان این راه تاریک و ظلمانی بوده اند.راهی که ب نام الله و اهل بیت عصمت نامگذاری شد ولی در واقع دشمنی با اهل بیت و خدا میباشد.باور این مطلب برای خیلی از مردم سخت میباشد زیرا در عرف و اجتماع این افراد از بزرگان محسوب میشوند.اما با اندکی صبر و تامل و منطق بسیاری از حقایق بر ما روشن میشود.در مکتب شیعه این راه و مسلک را صوفیگری مینامند و این افراد را صوفیه.در مکتب شیعه صوفیه مورد لعن و نفرین اهل بیت قرار گرفته است.چون بحث از دقت بالایی برخوردار است و برای خواننده این مطالب لازم است با منطق و دقت این بحث را دنبال و درک کند.لذا با در نظر گرفتن منطق و دور از تعصب به حقایق زیادی خواهیم رسید انشاله.....ادامه دارد ........


 
 
عرفان و مکتب اهل بیت علیهم السلام
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٧
 

عرفان....عارف.....سیر و سلوک...و......الفاظی هستن که زیاد میشنویم.حال باید بررسی کرد که در فرهنگ شیعه و اهل بیت و اسلام به این موارد اشاره ای شده یا نه؟ایا اهل بیت توصیه به این موارد کرده اند؟این الفاظ در فرهنگ شیعه چه معنایی دارد؟

اولا در احادیث ما اشاره ای به این الفاظ نشده است.عرفان در فرهنگ شیعه یعنی انجام واجبات و ترک محرمات....دستگیری یتیمان و فقیران و مظلومین...احترام به پدر و مادر...درامد روزی حلال.....و.....همانطور که خود خاندان عترت و طهارت مثلا مولا علی علیه السلام خود کشاورزی میکردن و زحمت میکشیدن و مغنی نیز بودن و مانند دیگر مردم اجتماع و در اجتماع به کار و زندگی مشغول بودن و درب منزل انان به روی همه باز بود و میتوانستند به راحتی انان را ببینند و گفتگو کنند و مشکلات مادی و معنوی خود را در میان بگذارند.این بحث از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا طیف بزرگی زیر مجموع این بحث هستن و تفکیک انان به راحتی میسر نیست.پس در ادامه بحث سیره اهل بیت علیهم السلام را با سیره بعضی از عرفا مقایسه خواهیم کرد.........ادامه دارد......


 
 
جهت اطلاع
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٥
 

از غیبت طولانی که داشتم پوزش میطلبم.انشاله بحث بعدی نقد عرفان و فلسفه خواهد بود انشاله........التماس دعا یاعلی مدد


 
 
صوفیه
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٥
 

نور علی تابنده.......نامی اشنا برای افرادی که کم وبیش با فرقه ضاله صوفیه اشنایی دارند...نور علی تابنده قطب بی سوادیست که رهبری طیف صوفیه را بر عهده دارد و هیچ بویی از فرهنگ و مکتب اهل بیت نبرده است.بلکه دین و مذهب را بهانه ای برای مرید پروری و نشر افکار مسموم خویش قرار داده است.به چند نمونه از افاضات وی اشاره میکنم:   

او میگوید:اگر کسی حضرت زهرا را شهیده بنامد به مقام شهید تو هین کرده است!!!!!!!!!!!!

مطلب کاملا واضح و صریح است نیازی ب توضیح نیست.(السلام علیک ایتها صدیقه الشهیده)

در جدیدترین دعای خود دعای سلامتی امام عصر(عج) را تغییر داده دقت کنید:

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم احفظ و سلِّم مولانا المعظم حضرت آقای مجذوب علیشاه
  سَلَّمَهُ الله تَعالی 
و مشایخ و مأذونین ومَن تعلق به فی هذه الساعة و فی کل ساعة
برحمتک یا ارحم الراحمین...!!!!!!!!!!
ضمنا وی خود و دیگر اقطاب صوفیه را حجت خدا و امام عصر میداند.!!!!!!!!!

در روز شهادت مظلومانه امام باقر علیه السلام در خانقاه خود واقع در شهر تهران مراسم تولد خود را همراه با دست و پایکوبی برگزار نمود!!!!!!!!!!
امام عسگری علیه السلام:از ما نیست کسی که در نزد او نام و یاد صوفیه بیاید و بازبان و قلب از انهابیزاری نجوید.لعنت خدا بر صوفیه....

 
 
وداع با محرم وصفر
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٢
 

پایان ماه روضه شده، غم گرفته ام

هیئت تمام گشته و ماتم گرفته ام

بعد از دو ماه گرفت صدا های ذاکران

تازه دلم شکسته شده دم گرفته ام

بعد از دو ماه که در مطبت هستم ای طبیب

از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام

مرهم برای درد دلم اشک روضه بود

اینگونه بوده اشک دمادم گرفته ام

شبها چقدر گم شده ام بین کوچه ها

وقتی سراغ هیئت و پرچم گرفته ام

از مادرت بپرس ، نوکریم را قبول کرد ؟

آیا برات کرببلا هم گرفته ام ؟

افسوس می خورم که زخیرات سفره ات

از دست مهر مادرتان کم گرفته ام

دلتنگ می شوم به خدا بر محرمت

خرده مگیریم زچه ماتم گرفته ام

صل الله علی الباکین علی الحسین علیه السلام


 
 
فضیلت عید غدیر در کلام امام رضا (علیه السلام)
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢
 

از حضرت رضا (علیه السلام) وارد است که: «حضرت امام رضا (علیه السلام)گفتند: پدر من از پدرش روایت کرده است که: روز غدیر در آسمان‏ها مشهورتر است از روى زمین، خداوند تعالى در بهشت فردوس قصرى دارد که یک خشت آن نقره، و یک خشت آن از طلاست، و در آن 100 هزار قبه (اطاقى که سقف آن به شکل گنبد مستدیر است) و 100 هزار خیمه از یاقوت سبز است، خاک آن مشک و عبیر است، و در آن 4 نهر است: نهرى است از خمر (شراب مست کننده) و نهرى است از آب، و نهرى از شیر، و نهرى است از عسل.

در اطراف و جوانب آن قصر درختانى است که همه گونه میوه ها را دارند، و بر آنها پرندگانى است که بدن هایشان از لؤلؤ و بالهایشان از یاقوت است، و به انواع نغمه ها و آوازها نغمه‏سرائى دارند. چون روز غدیر شود اهل آسمان‏ ها داخل این قصر مى‏شوند، و خداوند را تسبیح و تقدیس مى‏نمایند، و تهلیل مى‏گویند. آنگاه این مرغان به پرواز درمى‏آیند، و خودشان را در آب مى‏افکنند و سپس از آب بیرون آمده، و بدن‏هاى‌تر و تازه خود را در آن مشک و عبیر مى‏مالند. و چون فرشتگان جمع شوند، همه این مرغان به پرواز مى‏آیند، و آن مشک و عبیر بدن خود را، بر آنان مى‏پاشند، و آن ملائکه در آن روز آنچه بر سر فاطمه (سلام الله علیها) نثار شده است، براى همدیگر به رسم هدیه مى‏برند.

چون روز غدیر، به پایان مى‏رسد، ندائى به آنان مى‏رسد: برگردید! و در منازل و مراتب خود مستقر گردید! خداوند به جهت گرامى داشتى که براى محمد و على نموده است، شما را از هر خطرى واز هر لغزشى، تا سال دیگر چنین روزى در مصونیت و امن قرار داده است‏».ایشان در ادامه می نویسد: در اقبال این خبر به تمامه آورده شده و در تتمه آن چنین آورده است: «و سپس حضرت رضا رو کردند به من و گفتند: اى پسر أبونصر! هر کجا باشى در روز عید غدیر خود را در نزد أمیرالمؤمنین(علیه السلام) حاضر کن! زیرا خداوند درآن روز گناه 60 ساله هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنه و هر مرد مسلم و هر زن مسلمه را مى‏آمرزد و از آتش آزاد مى‏کند در برابر آنچه را که در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر آزاد کرده است. و یک درهم انفاق در آن روز براى برادران عارف خود در مقابل هزار درهم است و در این روز احسان خودت را بر برادرانت زیاد کن و هر مرد مؤمن و زن مؤمنه‏اى را شاد کن.

و سپس فرمود: اى اهل کوفه، به شما خیر کثیرى داده شده است و شما از کسانى هستید که خداوند دلهاى آنها را به ایمان آزمایش کرده است و پیوسته در تحت سیطره وق در تذلیل و مقهور و مورد امتحان و بلا بوده‏اید و بلا بر شما از جوانب مى‏ریزد و سپس کاشف الکرب العظیم آن بلا را برمى‏دارد. سوگندبه خدا که اگر مردم فضلیت روز غدیر را به حقیقت آن بدانند ملائکه هر روز با آنها ده بار مصافحه مى‏کنند.»


 
 
آیت الله وحید خراسانی: افسوس که عمری گذشت و ما علی (علیه السلام) را نشناختیم
نویسنده : محمد جعفری - ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله فی الأرضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین
 
مطلبی که اهم مطالب است در این زمان، معرفت، به حقیقت معرفت، به مقامی است که لا یدرک ولا یوصف، منتها در حد امکان.
 
قضیه غدیر و حادثه این روز نه تا کنون فهمیده شده و نه آن چنان که باید و شاید تحقیق شده. دقائق مطالب در فقه روایات معتبر است. این روایت از احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی است که این مرد از خواص امام هشتم است و از اصحاب اجماع. سند شیخ اعلی الله مقامه به بزنطی سند تام و تمام است؛ قهرا چنین روایتی باید معرض افکار فقهای عریق در فقاهت باشد تا حدی درک کنند اهمیت امر را.
 
گفت: در محضر امام هشتم بودیم والمجلس غاص بأهله. بعد گفتگوی غدیر پیش آمد. روایت مفصل است، شرحش هم فوق این مجالس است. قسمتی از روایت این است. فرمود به همچو کسی که از خواص بود و قدرت درک داشت - از این جمله ها معلوم می شود چه خبر است- فرمود: در این روز خداوند متعال برای هر مؤمنی، هر مؤمنه ای، هر مسلمی، هر مسلمه ای، گناه شصت سال را می آمرزد. بعد فرمود: دو برابر آنچه در ماه رمضان که شهر الله اعظم است و منزل قرآن است و مورد لیلة القدر است، آن هم اجر صائمین، اما آنچه را که در ماه رمضان آزاد کرده از عذاب نار، دو برابر در روز غدیر آزاد می کند. بعد باز فرمود: آن کس را که در لیلة القدر، شب قدری که خیر من الف شهر، آن اندازه که آزاد کند از نار، دو برابر در روز غدیر آزاد می کند.
 
آنچه محیر العقول اهل فن است، این بیان امام است که توأم است با قسم جلاله: والله... ، کسی که گفتۀ او صدق مطلق است اما بیانش این است: والله! اگر مردم این روز را به حقیقتش بشناسند - کلمات امام امام الکلمات است – لو عرف الناس این روز را اما بحقیقته، لصافحتهم الملائکة؛ ملائکۀ ملأ اعلا روزی ده مرتبه با کسانی که عارف به حقیقت این روز باشند، مصافحه می کنند.
 
از این بیانات باید فهمید چه غوغایی است. چه روزی است و روز هم روز چه کسی است. کسی که ومَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى - نص قرآن است- ومَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، آنچه[را] او می گوید القای خداست.
 
علامه این روایت را از اخطب خوارزم نقل می کند: - متن روایت باید تامل شود- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ : لَوْ أَنَّ الرِّیَاضَ أَقْلَامٌ - تصورش عقل را مبهوت می کند- تمام درختان عالم اگر قلم بشوند، وَالْبَحْرَ مِدَادٌ دریا هم مرکب بشود، وَالْجِنَّ حُسَّابٌ والْإِنْسَ کُتَّابٌ - هر یک از این کلمات عنایتی دارد- حساب به جن، سیطرۀ روحی او بر معادلات، اما کتابت با انس، دریا مرکّب، تمام جنس جن، حسابگر، تمام بشر از اول تا آخر، نویسنده، مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ . این جمله آن هم از پیغمبر خاتم برای اهلش چه می سازد؟ ما احصوا، بعد از همه اینها احصا شدنی نیست.
 
نتیجۀ بحث این است که این بشر خواه ناخواه محدود است و متناهی. چه شده که یک انسان به این جا رسیده که فضائل او لا یتناهی است، فضیلت در حد و حصر نمی گنجد. سرّش چیست؟ سرّش این است : این متناهی، فانی شده اراده اش در ارادۀ ذات لایتناهی. وقتی رسید به مقامی که قدم گذاشت روی تمام دنیا و ما فیها؛ این قدم اولش بود. قدم دوم گذاشت روی تمام درجات بهشت تا اعلا علیین. همه را پایمال کرد، بعد رسید به این جا گفت: عبدتک ؛ تو را پرستیدم نه برای شوق ثوابت که تمام اولین و آخرین اعمالشان منشأش خوف عقاب است شوق ثواب است. قلم بر همه کشید، بعد گفت: وجدتک اهلا للعبادة فعبدتک. کسی که این چنین بشود خواه ناخواه با او چنان می شود. منتها وظیفۀ علمای محققین است که حقایق مقامات او را درک کنند و به مردم بفهمانند. این مقام بسیار مهم است.
 
زیارت جامعه کبیره که اصح الزیارات است، هر جمله ای از آن کتابی است، یک جمله این است: وجعلنی ممن یقتص آثارکم، بارالها! مرا قرار بده از کسانی که آثار اینها را برای مردم بگویم.
 
مهمترین نتیجۀ این بحثها این است : باب الله الاعظم، صراط الله الاقوم اوست، اگر او شناخته شد، اگر راه به او پیدا شد راه به خدا، به تمام انبیا مفتوح است والا یکسره مسدود است. باب الله اوست. أنا مدینة العلم... أنا دارالحکمة وعلی بابها. کسی که می خواهد وارد شهری بشود اول باید درِ آن شهر را پیدا کند.
 
معرفت در این مقام بهت انگیز است. این روایت که باز صدوق اعلی الله مقامه نقل می کند: قال رسول الله – اهلش باید خوب گوش بدهند درک کنند- علی فی السماء السابعة کالشمس بالنهار وفی السماء الدنیا کالقمر باللیل .
 
یعنی چه علی در آسمان هفتم مثل خورشید است در وسط سماء، علی در سماء دنیا مثل قمر است در شب تاریک؟ کسی تامل کرده تا بفهمد که عقل کل و کل عقل دراین بیان چه اراده کرده؟ سماء دنیا کجاست؟ قرآن بخوان. تمام این کهکشان ها که میلیاردها سال، آن هم به سال نوری فاصله با زمین دارند، همه در سماء دنیا اند. زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ. این، سماء دنیاست. حالا آسمان دوم چه خبر است! آسمان سوم چه خبر است! تا برسد به آسمان هفتم. آسمان هفتم، علی آفتاب است. آسمان اول علی ماهتاب است. مقصد از این کلمه این است که اهل زمین کجا!!! داخل حساب نیستند؛ اهل آسمان، آن هم سماء دنیا، استعدادشان برای شناختن او در این حد است . از او درک می کنند نور ماه را ولی وقتی رسید به آسمان هفتم که دیگر ملائکه مقربین اند- من ملائکة أسکنتهم سماواتک- آنها استعدادشان چون بالاتر است درکشان از علی مثل آفتاب در وسط نهار است؛ پس خود اهل آسمان باز مراتب دارند در معرفتش. از ماه گرفته در شب تا خورشید در روز. باز از آن جا می گذرد . افسوس که عمری گذشت و ما تو را نشناختیم و به اندازه خودمان هم حق تو را ادا نکردیم. چه باید گفت. بهتر از همه این است که از زبان خود پیغمبر بشنویم که او کیست و در وجود او چیست.
 
قال رسول الله صلی الله علیه وآله: هر کس بخواهد آدم را ببیند در علمش - وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا - هر کس بخواهد ببیند نوح را در فهمش، هر کس بخواهد ببیند ابراهیم را در حلمش- از هر پیغمبری آن شاخصه او را گرفته- ابراهیم و آن حلم! باز قرآن بخوان ببین حلم چه حلمی بود! وقتی فرزندش را خواباند، شمشیر را کشید، آنجا باید بفهمی حلم ابراهیم چه حلمی بود. هر که بخواهد او را در حلمش ببیند، هر کس بخواهد یحیی را در زهدش ببیند، هر کس بخواهد کلیم الله موسی را در هیبتش ببیند، هر کس بخواهد عیسی را در عبادتش ببیند، هر کس بخواهد ایوب را در صبرش ببیند، هر کس بخواهد داوود را در حکمتش ببیند، هر کس بخواهد سلیمان را در بهجتش ببیند، فلینظر إلی علی بن أبی طالب(علیه السلام) .
 
نه تنها مسأله این است، یک نفر یک بشر به کجا رسیده ؟! عن البزنطی . روایت همچو روایتی است. عن البزنطی، عن حماد بن عثمان، عن فضیل، عن ابی جعفر، قال: کانت فی علی سنة ألف نبی. در علی(علیه السلام) سنت هزار پیغمبر جمع بود. این قدر کجا شناخته شد؟ این مقام کجا فهمیده شد؟ هنوز برتر و بالاتر است...وقت هست یا نه؟
 

 
 
← صفحه بعد